میلاد با سعادت حضرت زهرا (س) را به همه مادران و همه زنان آزاده جهان تبریک عرض می کنیم
خبر میاد از آسمان سوره کوثر امد

| در عرصه دو گیتى از آشکار و پنهان |
| زیباترین بدیعى کآمد ز فیض سبحان |
| از هر چه هست پیدا وز هر چه هست پنهان |
| از مرغها هزار است وز فصلها بهار است |
| از عضوهاست دیده وز عرقهاست شریان |
| از طیبهاست عنبر وز زیبهاست افسر |
| وز نهرهاست کوثر وز نوعهاست انسان |
| وز تیغهاست ابر و وز دشنه هاست مژگان |
| از عقلهاست اول وز نفسهاست قدسى |
| وز نغمه هاست قرآن وز خلقهاست احسان |
| از پیکهاست جبریل وز مژده هاست بعثت |
| از اصلهاست توحید وز فضلهاست ایمان |
| از شهرها مدینه وز انبیاء محمد(ص ) |
| وز شاخه هاست طوبى وز باغهاست رضوان |
| از اولیاست حیدر مثلش نزاد مادر |
| باشد کلام ناطق یا روح و جان قرآن |
| زان سیده نساء است اندر جهان امکان |
| او منبع فضائل او مجمع محاسن |
| او مخزن فیوضات مجلاى ذات یزدان |
| او مادر ائمه او کوثر محمد (ص ) |
| اعطائى الهى آمدبه نص قرآن |
| این از عنایت اوست با جمله محبان |
|
رحمه للعالمینش کرد از آن |
| مثل او نى بود و نى خواهند بود |
| اى کائنات را بوجود تو افتخار |
| (تو فاتح وجود و تو هم خاتم وجود |
| ختم کمال در تو نموده است کردگار ) |
| (عالم ز فیض هستى تو پدیدار آمده |
| هزار بینه دارم که در نظام وجود |
| کسى به مرتبه ختم انبیا نرسد |
| ز صد هزار پیمبر که در جهان آمد |
| کسى به منزلت و فضل مصطفى نرسد |
| به حسن معنى و صورت مثال او نبود |
| محمد (ص ) است که او را ستود ذات ودود |
| ز حق ثنا به کسى جز به یار ما نرسد |
| خدا و جمله ملائک ثناى او گویند |
| دعاى ما به سما جز که با ثنا نرسد |
| شفیع جمله خلایق به روز محضر اوست |
| کسى به رتبه احمد (ص ) ز ما سوا نرسد |
| چه اوست مظهر جامع که خاتمیت را |
| جز او به لیاقت ز ما سوا نرسد |
| مراست دست به دامان این چنین یارى |
علی تنهاتر از تنها ، غریب تر از غریب
دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت شبی سیاهم و در آروزی طلعت ماهت
در انتظار توچشمم سپید گشت و غمی نیست اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت
زگرد راه برون آی که پیر دست به دیوار
چیه ؟ چرا هروقت حرقت حرف از دست به دیوار گرفتن می شود ، می گویی یا زهرا ؟ امشب منظورم زهرا نیست ، پیر دست به دیوار امشب علی است .
زگرد راه راه برون آی که پیر دست به دیوار به اشک و آه یتیمان دویده بر سر راهت
جمال چون تو ، به چشم و نگاه پاک توان دید به روی چون منی الحق دریغ چشم و نگاهت
امشب شام غریبا ن زهراست ، بهتر بگویم شب شام غریبان امیرالمومنین است . امشب با ید یه جور دیگه به آقا مون سلام بدهیم .
یا رب به علی سینجلی را برسان درمانده منم شاه ولی را برسان
وقتی که اجل دامن عمرم گیرد بیش از ملک الموت علی را برسان
روزی که مرا به خاک بردند احباب آمد ملکی ز جانب حق به شتاب
ما گوشه نشینان غم فاطمه ایم محتاج عطا و کرم فاطمه ایم
یک عمر چو شمع گر بسوزیم کم است دل سوخته عمر کم فاطمه ایم
در خدمت مادر باش؛ زیرا بهشت زیر قدمهاى مادران است.
حضرت فاطمهعلیها السلام: إذا حُشِرتُ یَومَ القِیامَةِ أشفَعُ عُصاةَ اُمَّةِ النَّبِیِصلى الله علیه وآله؛(2)
آن گاه که در روز قیامت برانگیخته شوم، گناهکاران امّت پیامبر اسلام را شفاعت خواهم کرد.
. حضرت فاطمهعلیها السلام: إنْ کُنتَ تَعمَلُ بِما أمَرناکَ و تَنتَهی عَمّا زَجَرناکَ عَنهُ فَأنتَ مِن شیعَتِنا و إلّا فَلا؛(3)
اگر به آنچه تو را به آن فرمان مىدهیم عمل کنى و از آنچه برحذر مىداریم دورى کنى، از شیعیان مایى و الّا هرگز.
. حضرت فاطمهعلیها السلام: حُبِّبَ إلَىَّ من دُنیاکُم ثَلاثٌ: تِلاوَةُ کِتابِ اللَّهِ و النَّظَرُ فی وَجهِ رَسولِ اللَّهِ و الإنفاقُ فی سَبیلِ اللَّهِ؛(4)
از دنیاى شما محبّت سه چیز در دل من نهاده شد: تلاوت قرآن، نگاه به چهره پیامبر خدا و انفاق در راه خدا.
. حضرت فاطمهعلیها السلام: یا أباالحَسَنِ! إنّی لأَستَحیی مِن إلهی أن اُکَلِّفَ نَفسَکَ مالاتَقدِرُ عَلَیهِ؛(5)
اى على! من از پروردگارم شرم دارم که چیزى از تو درخواست کنم که توان برآوردن آن را نداشته باشى.
. حضرت فاطمهعلیها السلام: بِشرٌ فی وَجهِ المُؤمِنِ یُوجِبُ لِصاحِبِهِ الجَنَّةَ؛(6)
خوشرویى هنگام روبه رو شدن با مؤمن، بهشت را بر فرد خوش رو واجب مىکند.
1 . کنزالعمّال، ح 45443.
2 . إحقاق الحقّ، ج 19، ص 129.
3. بحار الأنوار، ج 68، ص 155.
4 . نهج الحیاة، ح 164.
5 . بحار الأنوار، ج 43، ص 59.
6. همان، ج 75، ص 401
نقش نماز و تعالیم دینى در شخصیت جواناناینکه در انسان تمایلات و گرایشاتى وجوددارد که او را متوجه به اهدافى مىسازد و مىخواهد به دست یابى با آن اهداف خود را تسکین و اطمینان ببخشد نشانه آن است که باید چنین ملجائى وجود داشته باشد. چون اقتضاى حکمت بالغه الهى این است که هیچ نیازى را بدون پاسخ نگذارد. آرى اگر انسان احساس عطش و گرسنگى مىکند باید آب و طعامى باشد تا رفع تشنگى و گرسنگى نماید. حال باید دید که چه عواملى اضطراب او را رفع مىکنند و چه دارویى براى او شفا بخش است و کدام طبیب به درد او عالم مىباشد؟ تردیدى نیست که روح و حقیقت تعالیم دین به نیازهاى روحى و گرایشات غریزى و فطرى او برگشت مىکند و با جزم و یقین مىتوان گفت که هیچ یک از دستورات دین بىارتباط با تکامل انسانى او نیست. «جان و جوهر پاسخ اسلامى به دنیاى متجدد در جهات دینى و معنوى و فکرى ــــــــــــــــــــــــــــ 1 ـ دکتر حسین نصر جوان مسلمان و دنیاى متجدد، ص342.ادامه مطلب... |
در «تفسیر عیّاشی» از عَمْرو بن شمر از جابر، از حضرت باقر علیه السّلام از پدرش از پدرانش علیهم السّلام روایت کرده است که فرمود:
روزی از روزها که رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم نشسته بود أُمّ أیمَن وارد شد و در زیر چادر و روپوش خود چیزی داشت. رسول الله فرمود: ای اُمِّ أیمن! در زیر روپوش و عبای خود چه داری؟! اُمّ أیمن گفت: ای رسول خدا! فلانه دختر فلانه را تزویج کردند، و بر او نثار کردند، و من مقداری از نثار او را برداشتم. و پس از این اُمّ أیمن گریه کرد.
رسول الله فرمود: چرا گریه میکنی؟! أُمّ أیمن گفت: فاطمه را تو تزویج کردی و چیزی بر او نثار نکردی!؟
رسول الله فرمود: گریه مکن! سوگند به آن کسیکه مرا به حقّ پیامبرِ بشیر و نذیر قرار داده است، که بر تزویج فاطمه جبرئیل و میکائیل و اسرافیل در میان هزاران نفر از فرشتگان حضور داشتند، و خداوند به درخت طوبَی امر کرد تا از زینتها و جواهرات و لباسهای سُندُس و استبرق خود، و از دُرّ و زمرّد و یاقوت و عِطر خود بر آنها نثار کرد، و آن فرشتگان بقدری از آن نثارها برداشتند که ندانستند با آن چکار کنند! و خداوند طوبَی را به عنوان مهریّة فاطمه به فاطمه بخشید؛ و طوبی در خانة علیّ بن أبیطالب است.[156]
و نیز در «تفسیر عیّاشی» از أبان بن تَغلِب وارد است که: رویّه و دَأب رسول الله چنین بود که فاطمه را بسیار میبوسید؛ و عائشه بر این امر رسول خدا را عتاب کرد و گفت: ای رسول خدا! تو زیاد فاطمه را میبوسی!
رسول الله فرمود: وَیْلَکِ! چون مرا به آسمان معراج دادند، جبرئیل مرا از درخت طوبی مرور داد، و از میوة آن به من داد و من خوردم، و خداوند آن را در پشت من تبدیل به نطفه گردانید؛ و چون به زمین فرود آمدم، با خدیجه مواقعه نمودم و به فاطمه آبستن شد. و من هیچگاه فاطمه را نمیبوسم مگر آنکه بوی درخت طوبی را از او استشمام میکنم.[157]
و در «تفسیر فرات بن إبراهیم» چهار روایت به سندهای مختلف از رسول الله [158] و یک روایت مفصّل از أمیرالمؤمنین [159]دربارة درخت طوبی ذکر میکند که حاوی تفصیلات و خصوصیّات این شجرة طیّبه است
| هر که را اسرار حق آموختند |
| هر که را اسرار حق آموختند قفل کردند و دهانش دوختند |
| قفل کردند و دهانش دوختند |